ضرب المثل های محلی زوزن
2-:خداگندم بداده خرگنه د وسط او:(خداوند گندمی داده است وآن رااز وسط نصف کرده):یعنی هرکس باید به حق خودش قایل باشد.
3-خر کو ور سر بنه ره به خنه ور کون مبرن:(خری که به رضایت خودش به طویله نرود به زور او را وادار به رفتن می کنند)زمانی به کار برده می شود که کسی وظیفه خود را انجام ندهد اورابه زور وادار به انجام وظیفه می کنند
4-د کیسه فلوس نست آقا قرمزی میه:(درجیب آقا پولی نیست ولی لباس قرمز رنگ می خواهد)زمانی به کار برده می شود که کسی پولی ندارد ولی ادعایش زیاد است.
5-پمبه د پمبه زاره قبا خور چه رنگ کنم:(پنبه هنوز در پنبه زار است لباس خود را به چه رنگ کنم)زمانی به کار می رود که کسی بالفعل سر مایه ای نداردولی باخودش برنامه های بلند می ریزد.
6-کیک اور بنه مکنه:(ککش هم نمی گزد)زمانی به کار می رود که کسیاز کار ناپسندی که انجام می دهد هیچ ناراحت نیست.
7-کیک د پیچه او افتیده:(کک به پاچه اش افتاده)زمانی به کار می رودکه کسی مدام استرس دارد وبه این طرف وآن طرف می رود وقرار ندارد
8-دم خور د ته سر خو اندخت وبرفت:(دمش را روی سرش انداخت ورفت)زمانی به کار می رود که کسی در یک بحث شکست می خورد و از مکان بحث می رود
9-تزی دروش د سر دروشه:(تیزی درفش در سر آن است)یعنی کار هرکس از شروع آن مشخص است.
10-خاره کو از زمی بدر میه سر او تزه:(خاری که از زمین بیرون می آید سرش تیز است)زمانی به کار می رود که بخواهند پایان کار کسی راحدس بزنند.ابتدای آن را در نظر می گیرند
11-تقل بزی بچه از بی بجولی هس:(حیله ونیرنگ بچه به دلیل این است که چیزی برای بازی ندارد)زمانی به کار می رود که شخصی برای پرداخت بدهی به دلیل نداشتن پول بهانه می آورد.
12از انچسته توره ی هیشکه نگرده پربنه کو به کو بید بگردی گردنه به گردنه:(از نشستن توبره هیچکس پر بنه نمی شود باید کوه ها وگردنه ها را بگردی)زمانی به کار می رود که شخص برای انجام کار تنبلی می کند.
13-سرکه تروشه به طلبیدن خو میرزه:(هرچند سرکه ترش است ولی باید از صاحب آن اجازه بگیری)زمانی به کار می رود که کسی به دلیل بی ارزشی یک مال ،مال کسی را بدون اجازه تصاحب می کند.
14-دماغه کو فشوک شد متنی اور بدر کنی:(بینی ای که بنا به دلایلی همیشه ترشح دارد نمی توان آن رابرید)زمانی به کار می رود که معمولا یکی از اقوام مشکل ویا معلولیتی دارد نباید او رااز لیست اقوام خط کشید.
15-اگه گوشت بنه خوردم شگمبه هم بوی نکردم:(اگر گوشت نخور ده ایم شکمبه هم بوی نکشید هایم)زمانی به کار می رود که کسی بنیه مالی (فقیر است)ندارد ولی پست فطرتی هم نمی کند ونمی گذلرد کسی متوجه شود.
16-دس سر خور د رو شگم گشنه خو بگذار:(دست سیرت را روی شکم گرسنه ات بگذار)یعنیباجسم ودستانی که توان کار کردن دارند کار کن تا هیچ وقت گرسنگی وفقر را تحمل نکنی.
17-د مین پیغمبرا پیغمبر جر جره پیدا کرده:(بین پیا م آوران (نوعی گل،قاصدک) پیام آوری بی برگ پیدا کرده)زمانی به کار می رود که شخص از بین چند گزینه بد ترین آنها را انتخاب کرده باشد.
18-مرچه اگه خوب مبد خدا خطه د کمر او بنه مندخت:(مورچه اگر موجود خوبی می بود خداوند بوسیله خطی کمرش را دو نیم نمی کرد)زمانی به کار می رود که شخص معلول یا ناتوانی بدی ها(خصوصا بد اخلاقی)هایی آشکار دارد.
19-ادم بی تعارف به حموم مشه:(آدم بدون دعوت به حمام می رود )زمانی به کار می رود که انسان را به مجلسی دعوت نکرده باشند ولی صاحب مجلس به دلیل عدم حضور آن شخص در مجلس از او گلایه می کند.
20-قربون تن بسیار هم د خوردن وهم د کار:(قربان تعداد زیاد انسان هم هنگام غذا خوردن وهم هنگام کار)زمانی به کار می رود که عده زیادی کار را سریع انجام می دهند.
21-سره به پای میرزه:(سری به پایی می ارزد)معمولا زمانی به کار میرود که کسی چندین دفعه به دیدن کسی رفته ولی او این کار را انجام نداده(جبران نکرده)یا به عیادت کسی رفته ولی او در وقت بیماری از او عیادت نکرده از او گلایه می کند.
22-اگه به عروسی نشدم به بوم عروسی شدم:(اگه به عروسی نرفتم به بام عروسی رفتم)زمانی به کار میرود که کسی تجربه انجام عملی را ندارد ولی آن کار رادیده واز عهده ی انجامش برمی آید.
23-اگه درو به ما نتن دسکله از ما ور نمستنن:(اگر ما را برای درو به کار نگیرند داس ما را که از ما نمی گیرند)زمانی به کار می رود که کسی قصد انجام کاری راداردولی از گفتن آن خجالت می کشد.
24-د مچت خو نماز خونده گر نست د مچت مردم پش نمزی مته:(در مسجد خودش نماز نمی خواند ولی در سایر مساجد پیشنماز می شود )زمانی به کار می رود که کسیکار ریا انجام می دهد.
25-ور کله خور د چاه صد گز مندزه:خودش را با کله در چاه صد متری می اندازد)زمانی به کار می رود که کسی برای انجام یک کار اشتیاق وحرص وافر دارد.
26-گوز خور ور سر دل خو بالا برده:ب(باد معده خود را به بالاترین قسنت بدنش کشیده است)برای کسی به کار می رود که زیاد غرور بی جا داردبه خصوص در دعاوی به هیچ عنوان رضایت نمی دهد واز این که انسان های زیادی برای کاری به او مراجعه کنند واز اوانجام کاری را بخواهند بسیار تکبر به او دست می دهد.
27-پیر خور نمشنسه:(پدرش را نمی شناسد)برای کسانی به کار میرود که گذشته خود را فراموش کرده اند ودچار غرور وتکبر زیاد شد ه اند.
28-بره دو مدره هس:(بره ی کوچکی هست که از دو میش شیر می خورد)برای کسانی به کار میرود که ازچند جا امرار معاش می کنند یا از دو جریان مخالف منتفع می شود
29-به قلعه کورا کو رسید بید بزد هر دو چش خور کور کرد:(به شهر کور ها که وارد شدی باید هر دو چشم خود را کور کنی)زمانی به کار می رود که از کسی بخوا هند هم رنگ جماعت شود.
30-سنگه د هوا مندزه کله خور د زر او:(سنگی را به سمت آسمان پرتاب می کند وخودش در زیر آن قرار می گیرد)برای کسانی به کار می رود که دنبال بهانه برای شروع دعوا ودر گیری هستند.
31-مرغ کو خاک شو شو مکنه خاک ور سر خو مرزه:(مرغی که خاک را به هوا می پاشد روی سر خودش میر یزد)زمانی بکار می رود که نتوانند کسی را از انجام فعل بدش منصرف کنند
32-عروس تعریفی گوزوک از کار بدر میه:(عروسی که زیاد از اوتعریف کنند دارای یک عیب بزرگ هست)زمانی به کار می رود که کسی در تعریف از یک جنس یا شخص افراط می کند.
33-کو مصطفای کو رقم بخنه:(مصصفایی نیست که مطلب را بخواند)زمانی به کار می رود که کسی به نصایح دیگری گوش ندهد
34-چاپو اگر شیر ده بشه از شاخ تکه هم شیر مته:(چوپان اگر حال شیر دادن به بزغاله را داشته باشد به هر قیمتی به او شیر میدهد)زمانی به کار میر ود که انجام کاری را از کسی بخواهند ولی اوبه بهانه های واهی طفره می رود.
35-دل او به شوته:(ارزش آن برای دل او به اندازه برگ شویدی نیست)زمانی به کار میرود که کسی از یک اتفاق مثل از دست دادن مالی نگران نشود